عید سعید غدیر خم فرخنده
بیا، قدم به قدم، رو به آفتاب کنیم
نفس نفس،سفری سوی ماهتاب کنیم
به نغمه نغمه ای از شور ودشتی و ماهور
نوا برون ز نی و چنگ و هم رُباب کنیم
بیا که دست چپ و راست را به هم کوبیم
بیا که آشتی دین و کیش، باب کنیم
به چکه چکه بریزیم اشک را چون شمع
عطش عطش،دلِ یخ کرده را مذاب کنیم
به پاره پاره ی دهلیز و بطن خویش،بیا
به قطره قطره،گل سرخِ دل، گلاب کنیم
شکن شکن همه ی قفل بیت ها شکنیم
غزل غزل،غزلِ دلنشین و ناب کنیم
به جرعه جرعه و خُم خُم شرابِ کهنه و صاف
خُم غدیر، ز نو ، چون زلال آب کنیم
قفس قفس بگشاییم و بال و پَر بزنیم
بیا که ترک خیابانِ اضطراب کنیم
افق افق، ز افق تا دلِ شفق برویم
غروب، خانه ی شب را بیا خراب کنیم
جُدا جُدا و گهی هم صدا "علی" گوییم
به وقت تنگدلی، روی او حساب کنیم
به لحظه لحظه بیا تا "علی علی" گوییم
صدا زنیم و به پژواک آن شتاب کنیم
چو آیه آیه بخوانیم همره "ناظم"
بیا که "مدح علی" گفته و کتاب کنیم
یاهو
دکتر فضل الله ناظم
سه شنبه۲۴/۸/۱۳۹۰
هجده ذی الحجه۱۴۳۲
عید غدیر خم
بیا به کوچه ی بن بست غم سری بزنیم