حال من خوب است اما باتو بهتر مي شوم
چهره ات چون وا كني،چون گل،گل آور مي شوم
گر شوي غمگين خدا ناكرده، پر پر مي شوم
گوهر احساس را داند بهايش زر شناس
گوهري از جوهر تو چون جواهر مي شوم
كيميايي گر كه كردم همرديف و همرهت
من به عشق و مهر و ذوق وشوق تو زر مي شوم
سرو،سنبل،سبزه،سوسن،سكه،ساز و سادگي
هفت سين من تويي،من سبزه پرور مي شوم
نازنين، چون پيك و خاج و خشت اوراقم، كنون
با تو گر باشم چو خال دل، تك و سر مي شوم
آنچنان شيرين و زيبايي و با احساس و شور
گر بخوانم قصه ات يكباره از بر مي شوم
در مقام دوستي خالي ز هر آلايشي
در كنارت همچو درويش و قلندر مي شوم
شادي ام با شادي ات اي نازنين پيوسته است
با غمت اي نازنين،رنجيده خاطر مي شوم
مي كند اقرار"ناظم" تا كه باشد پيش تو
"حال من خوب است اما با تو بهتر مي شوم"
ياهو
۱۳۹۰/۱۲/۱۳
دكتر فضل اله ناظم
بیا به کوچه ی بن بست غم سری بزنیم